تبلیغات
انجمن افسردگان گمنام DEPRESSED ANONYMOUS - سنت ها و زندگی بر اساس بهبودی...
 
انجمن افسردگان گمنام DEPRESSED ANONYMOUS
اولین قانون طبیعت این است که هر رشدی به تدریج صورت میگیرد ، این کلام ، باور اصلی ما افسردگان است.
نظرسنجی
شما از چه طریقی با کانال انجمن آشنا شدید؟







درباره انجمن افسردگان گمنام


سلام دوستان وبلاگ انجمن افسردگان گمنام اصفهان در راستای معرفی انجمن واطلاع رسانی به اعضای خود ایجاد گردیده ووابسته به هیچ حزب یا ارگانی نبوده وتابع قوانین جمهوری اسلامی ایران است امید داریم با پیوستن به این انجمن روز به روز زندگی بدون افسردگی وسرشار از شادی ونشاط داشته باشید
لطفا سوالات ونظرات خود را باما در میان بگذارید .
باتشکر مدیر وبلاگ
انجمن افسردگان گمنام اصفهان

Anonymous depressed Association of Iran

Address Isfahan, Iran
Number of Information and Public Relations Forum
09338750030 +98

Number publications committee
09338750027 +98

Number Committee meetings address
09381871030 +98

Community e-mail address afsordegan@mailfa.com

مدیر وبلاگ : گمنام
تماس با ما
چهارشنبه 28 مرداد 1394 :: نویسنده : شبنم

مفهوم سنت اول از نظر شما چیست ؟

ما به عنوان افرادی منحصر به فرد در این دنیا زندگی می کردیم و هیچ گاه حاضر نبودیم که خود را در موقعیت جمع و حتی گروه خانواده قرار دهیم .

ما اصلاً دنیای بیرونی خود را قبول نداشتیم : زاویه ی دید ما به دنیای اطراف خودخواهانه وخود محورانه بود .پس هر آن چیزی که مخالف تفکرات و سلیقه ی من بود به آن تن نمی دادم و همیشه تک قطبی عمل می کردم در جمع بودن و مطابق با جمع حرکت کردن برای من سخت بود.

همیشه تنهایی گوشه گیری و انزوا را بهتر دوست داشتم و حاضر نبودم که از درد فلج کننده ی تنهایی بیرون بیایم .

حذف کردن و بایکوت کردن اطرافیانم جزئی از مهم ترین قسمتهای زندگی من بود هر کجا که احساس خود کم بینی بی ارزش پوچی و به درد نخوری می کردم هر آن چیزی که موجب این احساسات در من می شد را با نقشه کشی و سیاست بازی تلافی کرده و انتقام می گرفتم و سعی در حذف کردن طرف مقابل می کردم و هرگز حاضر نبودم به نقش خود نگاه کنم .

من یک آهنربای وارونه قورت داده بود همیشه از چیزی که بودم فرار می کردم مشکل به بار می آوردم و مشکلات را به دنبال خود می کشیدو کینه توز ، انتقام گر خودخواه و خود محور و ترسو بودم و از آشکار شدن هویت خود هراس داشته و متمرکز شدن به روی ترس ها مرا از عشق دور کرده بود تنبلی و لذت جویی راحت طلبی و زیاده خواهی مرا به فردی خشمگین عصیانگر و متجاوز تبدیل کرده بود.

من در زندگی پشت بلدوزر نواقص خود سوار بودم و هر چیزی که سر راه من قرار می گرفت خراب می کردم و این برای من رسیدن به هدف محسوب می شد . به خاطر اینکه احساس تهی خلا روحانی ما را افسار کرده بود خود را آدمی کم ارزش می پنداشتم بیرون خود به دنبال ارزش می گشتیم طریق زندگی کردن ما رقابتی و حذفی بود چون نمی توانستیم به اهداف و چیزهایی که دیگران داشتند و برای آن زحمت کشیده بودند ما نیز زحمت بکشیم پس آن را حذف می کردم قدمهای دوازده گانه ما را از خودپرستی خودخواهی و خود محوری و منحصر به فرد بودن جدا می کند .

احساس ارزش را در درون خود جستجو می کنیم و غرور متورم و کاذب خود را کنار می زنیم پیش داوری های ما و قضاوت کردن ما منجر می شد که با واقعیت زندگی خود روبرو نشویم از هر چیزی که متعلق به دیگران است بترسیم و برای بدست آوردنش به سیاست بازی و ناصادقی پناه ببریم که مبادا از او کمتر و به درد نخورتر باشیم .

ما به خاطر اینکه احساس مسئولیت نمی کردیم مسئولیت دیگران برای ما چیزی بچه گانه بود به خاطر اینکه ما هیچ وقت مسئولیت پذیر نبودیم مطرح بودن ستاره و رئیس بودن در هر زیمنه ای برای من هدف بود ما از کسانی که موفق و فکر سالمی داشتند و نمی گذاشتند کسی از آنها سوء استفاده کنند فرار می کردیم.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 28 مرداد 1394 10:09
شادی را هدیه کن حتی به کسانی که آن را از تو گرفتند.

عشق بورز به آنهایی که دلت را شکستند.

دعا کن برای آنهایی که نفرینت کردند.

و بخند که خدا هنوز ان بالا با توست.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
ابزار ساخت کد منو