تبلیغات
انجمن افسردگان گمنام DEPRESSED ANONYMOUS - سنت دوم
 
انجمن افسردگان گمنام DEPRESSED ANONYMOUS
اولین قانون طبیعت این است که هر رشدی به تدریج صورت میگیرد ، این کلام ، باور اصلی ما افسردگان است.
نظرسنجی
شما از چه طریقی با کانال انجمن آشنا شدید؟







درباره انجمن افسردگان گمنام


سلام دوستان وبلاگ انجمن افسردگان گمنام اصفهان در راستای معرفی انجمن واطلاع رسانی به اعضای خود ایجاد گردیده ووابسته به هیچ حزب یا ارگانی نبوده وتابع قوانین جمهوری اسلامی ایران است امید داریم با پیوستن به این انجمن روز به روز زندگی بدون افسردگی وسرشار از شادی ونشاط داشته باشید
لطفا سوالات ونظرات خود را باما در میان بگذارید .
باتشکر مدیر وبلاگ
انجمن افسردگان گمنام اصفهان

Anonymous depressed Association of Iran

Address Isfahan, Iran
Number of Information and Public Relations Forum
09338750030 +98

Number publications committee
09338750027 +98

Number Committee meetings address
09381871030 +98

Community e-mail address afsordegan@mailfa.com

مدیر وبلاگ : گمنام
تماس با ما
پنجشنبه 1 بهمن 1394 :: نویسنده : شادی ا

چهارمین کارگاه سنت انجمن افسردگان گمنام اصفهان گروه بسته خانم ها (شادی):

29 آذر 1394

 

موضوع:سنت دوم :(در رابطه با هدف گروه افسردگان گمنام ، فقط یک مرجع نهایی وجود دارد و آن پروردگار مهربانی است که خود را به گونه ی ممکن در وجدان گروه بیان می کند . رهبران ما خدمتگزاران مورد اعتماد ما هستند ، آنان حکومت نمی کنند.)

 

 

سنت ها با هم در ارتباط هستند. سنت ها بصورت پله ای بوجود آمده اند تا پا روی پله ی اول نذاشتم نمی تونم روی پله دوم بروم.ما برای فهمیدن سنت دوم باید سنت یک را فهمیده باشیم.برای سنت سوم نیاز به سنت دوم داریم و الی آخر.مفهوم واقعی سنت ها بیانگر این است که هر سنت از دل سنت قبل به وجود آمده است. ما در سنت یک فهمیدیم ارتقا کیفیت زندگی ما بستگی به فعالیت گروهی ما دارد و بدون شکل گروهی آن ما به نتیجه نمی رسیم.مثل یک قایق دو نفره که انفرادی نمی شود پارو زد.ما فهمیدیم که کیفیت زندگیمان را نمیتوانیم از معدل ده نفر اولی که در زندگیمان نقش دارند بالاتر ببریم. اینها می توانند خانواده،همکاران،دوستان،.... باشند.

روایت شده است که شخصی نزد پیامبر اکرم رفته و پرسید من به بهشت میروم یا جهنم؟پیامبر از او پرسیدند.به من بگوبا چه کسانی در تعاملی تا به تو بگویم بهشتی هستی یا جهنمی.ما نمی توانیم فراتر از کیفیت اطرافیانمان برویم.پس بهتر است برای ارتقا کیفیت زندگیمان کیفیت ارتباطاتمان را ارتقا دهیم.

سنت ها مهارت روابط بیرونی را به ما آموزش میدهد و قدم ها مهارت رابطه با خودمان و درونمان را آموزش میدهد.در سنت یک آموختیم که همه چیز به اتحاد ما بستگی دارد.این همبستگی فقط راهش محبت کردن است.همیشه مشکلات و نواقص وقتی پدید میاد که هر دو طرف محبت کردن را فراموش می کنند. تمام نواقص با محبت کردن از بین می رود. باید راه و روش درست محبت کردن را یاد بگیریم.از محبت خارها گل میشود.البته محبت اصولی و صحیح را باید آموخت.گاهی ما فکر می کنیم داریم به طرف مقابل محبت می کنیم و با رفتارهای ناسالم که به ظاهر محبت ما به طرف مقابل است باعث خسارت زدن به او و خودمان می شویم و در نهایت چون نتیجه مثبتی نخواهد داشت ما را دلسرد میکند که محبت کردن فایده ندارد. ما نباید محبت کردن را قطع کنیم فقط لازم است راه صحیح محبت کردن را یاد بگیریم.گاهی محبت این است که کلا کاری برای فرد مقابل انجام ندهیم و فرصت اشتباه کردن را و کسب تجربه ی زندگی رابه او بدهیم. نواقصی که ما اطرافینمان می بینیم با محبت کردن از بین می رود چون نواقص در شخصیت افراد نیست بلکه در روابط بین افراد به وجود آمده است.رابطه ی بین ما ،حوزه ایست که نواقص در آن شکل می گیرد و باز حوزه ایست که بهبودی هم در آن به وجود می آید.بهبودی معنوی فقط یک معنا دارد و آن بهبودی در ارتباط من با دیگران است.ما.برای اینکه ما بتوانیم وحدت گروه را حفظ کنیم باید بدانیم منافع مشترک ما چیست.برای تشخیص این منافع باید از سنت دوم استفاده کنیم.

 ما اگر ندانیم منافع گروه چیست نمی دانیم چه چیز را باید در راس قراردهیم؟ما در سنت دوم می آموزیم که هرچیز را به مشورت بگذاریم تا بتوانیم منافع گروه را پیدا کنیم.منافع مشترک ما از آنجایی پیدا می شود که من بدانم هرکسی حق صحبت کردن دارد و هر چیزی را به رای بگذاریم رای به معنای مشورت کردن نه فقط مطرح موضوعی و شمارش مخالفین یا موافقین. مشورت کردن در گفت و گو نیست بعضی وقت ها در شنیدن نظرات است ،خیلی وقت ها ما فکر می کنیم داریم با طرف مقابلمان گفت و گو می کنیم اما آنقدر در فکرمان درگیر خواسته هایمان هستیم که متجه نیاز های طرف مقابلمان نمی شویم.هدف از مشورت کردن فقط این است که نیازهای هم گروهی های خودمان را تشخیص دهیم مخصوصا زمان هایی که همگروهی های ما در برابر نواقصشان ضعیف تر هستندو دقیقا نمی تواند خواسته هایش را به زبان بیاورد. غیر از نیازهای اولیه که همان خوراک و پوشاک و مسکن و ...می باشد هر فرد نیاز به توجه ، احترام ، تائید، تشویق ،...هم دارد که این ها هم نیازهای اساسی هر فرد است وباید به آنها توجه شود وگر نه منجر به نواقص شخصیتی می شود .اگر هرکدام از ما منافع مشترک را بشناسیم به آن توجه می کنیم اما دلیل اینکه ما ناآگاهانه منافع را زیر پا می گذاریم به خاطر این است که آنها را نمی شناسیم.رعایت منافع مشترک در گروه فقط حفظ منافع طرف مقابل نیست، بلکه منافع ما را نیز شامل میشود.ما اگر به اعضای گروه توجه کنیم احترام بگذاریم و نیازهایشان را در نظر بگیریم منفعت دو طرفه خواهد داشت.هر چراغی که داخل خانه نصب شود نورش به همه می رسد.وقتی کسی محبت می کند هم خودش و هم شخصی که به او محبت می شود و هم هر کسی که در این فضا قرار بگیرد از ثمرات آن بهره مند می شود.در ورد احترام گذاشتن هم صدق می کند هرچه ما بیشتر احترم بگذاریم جو امن حاصل از احترام پدید می آید.بی احترامی های دیگران نسبت به من حاصل بی احترامی های خودم به آنهاست. مهم این نیست که اشخاصی که در زندگی ما هستند ایده آل باشند مهم این است که روابط بین ما ایده آل باشد.رابطه ی ما همان دید ما به دیگران است. ما از طریق سنت ها این را می آموزیم.درد در روابط است درمان هم در روابط است.مانند وقتی که ما وارد غاری می شویم و در آنجا ماری ما را نیش میزند.خسته و آزرده بیرون  می آییم شخصی می گوید پادزهر تو در همان غار است برگرد و بردار فقط مواظب باش دیگر نیش مار  نخوری.درد ما در روابط است و درمان ما هم باز در روابط است.روابط ناکارآمد ما باعث همین آزردگی و افسردگی ما شده است. ما نباید در روابط منتظر این باشیم که دیگران چه می کنند ما طبق رفتار آنها عکس العمل نشان دهیم.رابطه را می توان فقط یکطرفه اصلاح کرد. هرکس اینکار را انجام دهد 80 درصد خودش سود میکند و 20 درصد اطرافیانش. محبت ما به دیگران مانند آب زلالی است که حتی اگر از ما نپذیرند به مرور زمان بر آلودگی ها و پلیدی ها پیروز میشود و زلالشان می کند. ممکن است زمان ببرد اما امکان پذیر است. در سنت دوم ما یاد میگیریم که مرجع نهایی همه ی تصمیم گیری های ما خداوندی است که آنرا درک کرده ایم.نقطه ای که ما با دیگران دچار مشکل می شویم نقطه ی تصمیم گیری هاست ،جاهایی که ما باهم موافق نیستیم.اینجاسنت که سنت دوم مرجع نهایی را خواست خدا میداند.گاهی ممکن است در گروه تصمیمی گرفته شود که به نظر ما اشتباه است و مخالفیم و بخاطر تجربه ای که از قبل داریم می دانیم که به صلاح گروه نیست و می خواهیم خواست درست خدا را اجرا کنیم. ما شاید خواست خدا را بدانیم اما خواست نهایی خدا رانمی دانیم. خداوند در کلام خاص یا اتفاق خاص نیست.گاهی ما فکر می کنیم کار خوبی دارم انجام می دهم اما موجب خسارتی میشود .ذهن یک شخص نمی تواند تمام ابعاد را بررسی کند.پس همانطور که در قدم 10 یاد گرفتیم باید دنبال دورنمای خواست خداوند باشیم یعنی آنچه در وجدان گروه پدید می آید.

باید به تصمیم گروه احترام بگذاریم و اجازه دهیم گروه هم بنا به خواست نهایی خدا به رشد خود با تجربه کردن برسد.ما خواست خدا را زیر پا میگذاریم تا بتوانیم دورنمای خواست خدا را ببینیم.تشخیص دورنمای خواست خدا در دل کل اعضای گروه است. مثلا ما پروانه ای را می بینیم که در حال بیرون آمدن از پیله است ما با عقل خودمان می خواهیم به او کمک کنیم که راحت تر از پیله در بیاید و پیله را باز می کنیم و پروانه راحت خارج می شود، تمام این کارها خوب هستن اما وقتی پروانه می خواهد پرواز کند بال هایش توانایی پرواز ندارد.اینجاست که ما نمی دانستیم سخت بودن پیله برای تقویت بال های پروانه بوده است.

در سنت دوم می آموزیم که خدمتگذاران ما بر گروه حکومت نمی کنند. منظور از خدمتگذاران افراد دلسوزی ست که گروه را از آن خود میدانند و برای حفظ و نگهداری آن تلاش میکنند.در گروه دو دسته خدمتگذار داریم:یا تند رو هستند و دو آتیشه یا سیاستمدار و کهنه کار.گاهی ممکن است پیشنهاد غلطی در گروه به تصویب برسد این خدمتگذار دو آتیشه با مخالفت شدید تلاش می کنند گروه را با نظر خود همراه کنند.بعضی وقت ها ما با بهانه ی خواست خدا فرصت اشتباه و رشد را از دیگران می گیریم ما با تر سهای خودمان فرصت رشد را از دیگران می گیریم و با اجرای خواست خدا فرصت اجرای دورنمای خواست خدارا می گیرم.هرچند که من بلدم و می دونم باید فرصت اشتباه و رشد را به دیگران هم بدهیم و ما اینجاست که نیاز به صبر و بردباری داریم همانطور که بیل می گوید سخت ترین کاری که ما در مسیر بهبودی انجام می دهیم  تحمل رنج بلوغ دیگران است. مثل انجمن که شروع می کنیم به دادن سرویس های اضافه و شخص درست رشد نمی کند. دسته ی بعدی خدمتگزاران، افراد سیاستمدار و کهنه کارهستند که در برابر اشتباه اعضا سکوت می کنندو در کناری می نشینند و اجازه می دهند که گروه با اشتباه کردن به رشد برسد و این افراد اکثرا کسانی هستند که وقتی گروه به بن بست می رسد به آنها رجوع می شود.رای گروه اگر با توجه به پیشنهاد اعضای با تجربه باشد می تواند موفق باشد، یعنی اگر رای گروه یاد بگیرد خودش را با پیشنهادات اعضای قدیمی همسو کند رشدش چند برابر می شودتجربه نشان داده گروه هایی که رای خود را با پیشنهاد اعضای قدیمی هماهنگ و نزدیک تر میکند به رشد بیشتری می رسند.ما منجی انجمن نیستیم بلکه انجمن است که آمده تا مارا نجات دهد.انجمن هیچ وقت از بین نمی رود و اگر چیزی مانع انجمن شود انجمن از آن عبور می کند.هر چیزی که در برنامه هست چه خوب و چه بد در نهایت به نفع انجمن و گروه است .در خانواده و دیگر گروهها نیز همین گونه است. خدمت گزاران واقعی گروه آنها هستند که چه خدمت داشته باشن و چه نداشته باشند خود را میزبان گروه بدانند نه میهمان گروه.خدمتگزاران واقعی گروه منافع مشترک را پیدا کردند و در راستای آن حرکت می کنند.زبان بدن افراد نیازهای واقعی شان را بیان می کند که شاید نتوانند آن ها را به زبان بیاورند و ما باید متوجه آنها نیز باشیم. پس رعایت قدمها و سنت ها ما را به بهبودی سوق خواهد داد.

 





نوع مطلب : سنت ها و زندگی بر اساس بهبودی...، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
ابزار ساخت کد منو