انجمن افسردگان گمنام DEPRESSED ANONYMOUS
اولین قانون طبیعت این است که هر رشدی به تدریج صورت میگیرد ، این کلام ، باور اصلی ما افسردگان است.
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


سلام دوستان وبلاگ انجمن دوازده قدمی افسردگان گمنام در راستای معرفی انجمن واطلاع رسانی به اعضای خود ایجاد گردیده و وابسته به هیچ حزب یا ارگانی نبوده وتابع قوانین جمهوری اسلامی ایران است امید داریم با پیوستن به این انجمن روز به روز زندگی بدون افسردگی وسرشار از شادی ونشاط داشته باشید
لطفا سوالات ونظرات خود را باما در میان بگذارید .
باتشکر مدیر وبلاگ
انجمن دوازده قدمی افسردگان گمنام
Anonymous depressed


کمیته آدرس جلسات کل ایران 09336016737
کمیته ا طلاع رسانی کل ایران 09336016738
کمیته نشریات کل ایران 09336016740
آدرس کانال تلگرام انجمن depaesf@

مدیر وبلاگ :گمنام
نویسندگان
خداوندا ارامشی عطا فرما تابپذیرم انچه راکه نمیتوانم تغییردهم.
شهامتی تاتغییر دهم انچه راکه میتوانم .
وبینشی تاتفاوت این دو رابدانم.

مامیتوانیم یک مشکل رادر یک طرف یاطرف دیگر قراردهیم.        
مایامیتوانیم وضعیتی رابپذیریم یامیتوانیم ان راتغییر دهیم.
اگرمادربرابران عاجز باشیم اول بایدان رابپذیریم.ان وقت میتوانیم کاری برایش انجام دهیم.
اما اگر ماباوضعیتی روبرو باشیم که بایدان را تغییر دهیم ولی سعی درپذیرش ان داشته باشیم بااین کار وضعیت رابدتر میکنیم. 
بزرگترین واقعیت موجود در دعای ارامش عبارت است
/....خردی ده تاتفاوت این دورابدانم/یعنی بدانم که وضعیت رادرکدام طرف قرار دهم.

لازم است متوجه باشیم که مابه تنهایی دارای این خرد وبینش نیستیم.ماحتی نمیدانیم که بایداوضاع رابپذیرم یابایدتغییر دهم.به همین خاطر برای شناخت ان ازخداوند کمک میگیریم.
من بیشتر زندگیم را صرف تغییر اوضاعی کرده ام که میبایست میپذیرفتم وصرف پذیرفتن اوضاعی کرده ام که میتوانستم تغییر دهم.اماانقدر یک دنده بودم که تقاضای کمک نمیکردم.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
جمعه 8 مرداد 1395
یکى از بزرگ‌ترین موانعى که بر سر راه بهبودى قرار دارد، انتظار بیجا از خود ودیگران است. براى ما روابط مى‌تواند مسئله بسیار دردناکى باشد. ما مردمى رویایى هستیم و در مورد اتفاقات آینده پیش داورى مى‌کنیم . وقتى رویائى به حقیقت نمى‌پیوندد، عصبانى و رنجیده مى‌شویم. ما فراموش مى‌کنیم که در مورد دیگران عاجزیم. افکار و احساسات قدیمى، مانند تنهایى، یأس، بیچارگى و افسوس دوباره به سراغ‌مان مى‌آیند.
فکر راهنما، جلسه، کتاب، نشریات و تمام چیزهاى مثبت دیگر از خاطرمان مى‌رود.
ما مى‌بایست بهبودى خود را در رأس قرار دهیم و اولویت‌ها را فراموش نکنیم.

 بر روى کاغذ آوردن چیزهایى که مى‌خواهیم، چیزهایى که تقاضا مى‌کنیم وچیزهایى که به دست‌مان مى‌رسد و مشارکت آن ها با راهنما و یا یک آدم قابل اعتماد دیگر به ما کمک مى‌کند که احساسات منفى خود را تجزیه و تحلیل کنیم و ازمیان‌شان بگذریم. وقتى به دیگران اجازه مى‌دهیم که ما را در تجربه خود شریک کنند، امید بهتر شدن اوضاع در ما قوت مى‌گیرد. این طور به نظر مى‌رسد که قبول عجز، براى ما مشکل بزرگى است.
در صورت لزوم به اقرار به عجز، احتمالاً اول سعى خواهیم کرد با آن بجنگیم و پس از خسته شدن از کوشش‌هاى بیهوده خود، شروع به مشارکت با دیگران مى‌کنیم و دوباره امیدوار مى‌شویم. به نظر مى‌رسد که شرکت روزانه در جلسات، فقط براى امروز زندگى کردن و مطالعه نشریات‌مان، افکارو دید ما را دوباره به طرف قطب مثبت هدایت مى‌کند.
 تمایل به آزمایش هر چه که براى دیگران کاربرد داشته است امرى حیاتى است. حتى در اوقاتى که ما حس مى‌کنیم نمى‌خواهیم به جلسات برویم، رفتن به جلسات براى‌مان یک منبع قدرت وامید است.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 7 مرداد 1395
پاداش های بزرگ همیشه در انتظارمان هستند
 مشروط براینکه ما حداکثر تلاش خود را بکارگیریم.
انجمن افسردگان گمنام پلی است بسوی زندگی و مسیری است
که می توانیم درطول زندگی خود طی کنیم.
 هدیه ای که دریافت می کنیم آزادی است






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
شنبه 2 مرداد 1395




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
شنبه 2 مرداد 1395

چرا برخی از ما چیزى را انتخاب میكنیم که مایه درد و رنج ماست؟!

بهترین انتخاب ممكن، ضرورتاً انتخاب مفید و سودمند نیست. ولى در زمانى كه ما به انتخاب دست مى زنیم مفید و خوب به نظر میرسد،

دكتر گلسر مثال خوبى دارد او می گوید یك مرد جوان در پارك بزرگ كاكتوس مشغول قدم زدن بود، ناگهان تمام لباس هایش را در

آورده و به وسط كاكتوس ها مى پرد و غلت مى زند، افرادى كه اطراف بودند او را با زحمت بیرون می آورند و از او مى پرسند :چرا اینكار

را كردى؟!

و او پاسخ مى دهد كه :


"در آن لحظه  به نظرم كار خوبى مى آمد

همه ما انتخاب هاى این چنینى داریم كه در لحظه به نظرمان كار درستى مى آمده!!

زمانیكه از ترس تنهایى با كسى ارتباط داشتیم كه ما را به بیراهه كشانده

در زمان درماندگى از كسى درخواست كمك كردیم كه صلاح ما را نمى خواست

تلاش براى نگه داشتن فردى كردیم كه روح و شخصیت ما را پایمال كرده است

همه ما احتمالاً در میان كاكتوس ها غلت زده ایم..

ما در آن لحظه این رفتارهاى آسیب زا را انتخاب مى كنیم، اما چرا؟

استفاده از یكسرى الگوها كه ممكن است از والدین یا اطرافیان آموخته شده باشد یا انتخاب آسانترى است، نسبت  به فكر كردن و

پیدا كردن انتخاب هاى بهتر، اینست كه ما را بر آن مى دارد كه رنج بردن و تحمل درد را انتخاب كنیم.

باور این كه موقعیتى ناامید كننده است و شما نمى توانید هیچ كارى بكنید باعث این همه رنج و درد شده است.

باور افسرده شدن بسیار راحت تر از تلاش براى گرفتن حق است،

باور اضطراب داشتن راحت تر از تلاش براى دوست داشتن كسی است،

باور  ناامیدى و اندوه راحت تر از تغییر مسیر و شروع مجدد است،

ما به این علت است كه در شرایط خاص، روی كاكتوس ها غلت مى زنیم.







نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 9 تیر 1395
علم بدون معرفت، باعث رشد روحی نمی‌شود.
معرفت یعنی انسان شدن. یعنی نسبت به همنوع خود رفتار انسانی داشته باشیم.
معرفت، آشنایی با پروردگار و پرستش صحیح اوست.
و این‌كه هر كاری را در موقعیت و شرایط خودش انجام دهیم.
در هر تجربه منفی حتما درس مثبتی نهفته است.
خداوندا
بگذار این حقیقت را بفهمم تا تجربیات منفی مرا آزار ندهند.
بارالها
بگذار بفهمم و درك كنم كه معنای زندگی این است كه ما انسان‌ها كامل نیستیم.
برای كامل شدن و به كمال رسیدن باید راه‌های زیادی را طی كنیم.
زندگی مثل یك جریان، همیشه جاری، رشد‌دهنده، متعالی‌كننده، تغییركننده و تغییردهنده است.
هر دو یا هر سه یا همگی‌مان با هم
باید جاری شویم، با هم رشد كنیم، با هم به كمال برسیم و با هم دیگر تغییر كنیم.
در سكوت جهان هستی، سمفونی عظیمی در حال نواختن است.
باید آن‌قدر آرام باشیم تا بتوانیم این سمفونی را در تكان خوردن برگ‌ها و شاخه‌ها و میوه‌ها، آواز پرندگان بر روی شاخساران، یا آهنگ موزون امواج دریا و صدای حیوانات و حتی صداهایی كه برای ما قابل شنیدن نیستند، حس كنیم.
و خودمان هم با این سمفونی عظیم كهكشان هم‌آهنگ شویم.
باید حرف‌های‌مان زیبا و دلنشین و مانند آهنگی موزون باشد. و از شنیدن چنین موسیقی لذت ببریم.
چیزی كه سال‌ها پیش تو را ناراحت كرده بود و خواب شب را از تو ربوده بود، دیگر برایت جالب نیست یا حتی حوصله دوباره به خاطر آوردن آن را هم نداری.
به خاطر داشته باش كه تنها خودت بر اساس افكارت، آن همه آتش را در وجودت روشن كرده‌ای.
و این را بدان كه تنها كسی كه قادر به خاموش كردن این آتش است خودت هستی.
پس آرام باش!
هنگام عصبانیت نفس عمیق بكش و یك لیوان آب خنك بنوش و بعد تمركز كن و با خدای خودت حرف بزن و به او اعتماد كن.
بدان كه با دعا كردن و كمك خواستن داری در خانه خالق را می‌زنی.
به گفته آن مهربان
هر كس در خانه او را بزند، در باز خواهد شد.
هر كس سوال كند، جواب خواهد شنید.
هر كس بخواهد، به دست خواهد آورد.
فقط باید كمی صبر كنی.
منبع: مهناز نبوی -مجله موفقیت






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 24 آبان 1394

یكی از نویسندگان می‌گوید: "عضو یك خانواده پرجمعیت بودم و با فقر روزگار می‌گذراندیم. غذا كم داشتیم، جا كم بود، خانه ما فقط ظرفیت نصف جمعیت موجود را داشت. اغلب لباس‌های دست دوم می‌پوشیدیم. با وجود این نه تنها زنده ماندیم بلكه ترقی هم كردیم. چون ما همدیگر را داشتیم و هرگز تنها نبودیم. حس شوخ‌طبعی مادر و پشتكار پدر در كارش، به ما انرژی می‌داد كه هرگز تسلیم ناامیدی‌ها نشویم.

گرفتاری‌ها زمانی مایه سعادتند كه وقتی زمین می‌خوریم، توان مجدد برخاستن را پیدا می‌كنیم. از جای‌مان بلند می‌شویم. درد را فراموش می‌كنیم. درس می‌گیریم و در جایگاهی بهتر، زیباتر و بلندتری قرار می‌گیریم.

به گمان من در هر شرایطی دلایلی وجود دارد كه به زندگی آری بگوییم.

ما با روش‌های متفاوتی می‌توانیم با مشكلات زندگی روبه‌رو شویم:

1- وقتی حقیقت را می‌پذیریم كه زندگی سخت است، شروع به رشد می‌كنیم. یكی از ویژگی‌های زوج‌های موفق این است كه آن‌ها مشكلات را همان‌طور كه هست می‌پذیرند، به استقبال مشكلات می‌روند و اگر لازم باشد رنج فراوانی متحمل می‌شوند.

2- باید بدانیم مشكلات و گرفتاری‌های زندگی، اغلب درس‌هایی هستند كه لباس مبدل به تن كرده‌اند. اگر بیاموزیم كه در مقابل سختی‌ها مبارزه كنیم و یاد بگیریم كه سختی‌ها مثل سنگ‌هایی هستند كه باید رویش پا بگذاریم تا از عرض رودخانه عبور كنیم، آن‌وقت به درك و كشف رازی نایل می‌شویم كه دقیقا ما را به سوی رهایی از رنج هدایت خواهد كرد.

3- وقتی تحت تاثیر گرفتاری‌ها و مشكلات زندگی قرار می‌گیریم بهتر است تنوعی به زندگی خود ببخشیم. یكی از زیباترین كارها این است كه از حس شوخ‌طبعی‌مان بیشتر كمك بگیریم.

4- وقتی دچار گرفتاری می‌شویم، و با خداوند راز و نیاز می‌كنیم، از او بخواهیم این بصیرت را به ما بدهد تا بفهمیم درون آن مشكل چه موهبتی برای ما وجود دارد.

خدایا! یاری كن تا در رنج، صاحب آگاهی و خرد و فرزانگی شویم.

تهیه و تنظیم: فریده استواری

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 21 آبان 1394

چرا من آرامش می‌خواهم؟

اغلب انسان‌ها در زندگی‌شان خواهان عشق بیشتری هستند، اما چرا روی آرامش ذهن كار می‌كنند؟ چون عشق و آرامش جدایی‌ناپذیرند. عشق یك احساس نیست و حس مالكیت ایجاد نمی‌كند، عشق تجربه كردن بدون قضاوت است. اگر به دنبال عشق هستید،‌ آرامش بیشتری می‌یابید و اگر به دنبال آرامش هستید عشق بیشتری خواهید یافت...

آرامش یعنی تعادل. در كاراته به ما می‌آموزند كه قدرت، به تعادل و ذهن آرام بستگی دارد. اگر هیجان‌زده بشوید به یك مرغابی مرده تبدیل خواهید شد. تعادل یا آرامش ذهن، منبع قدرت است.

آرام بودن به معنی خواب‌آلود بودن نیست! بلكه به معنی هم راستا شدن با فشارهاست نه جنگ با آن‌ها. آرام بودن به معنی گسترده دیدن است، نه درگیر شدن در جزییات.

"به محض این‌كه قرض ماشین را بدهم بیشتر آرام خواهم شد."

مایكل می‌گوید: "بگذار اول حواسم به صورتحساب‌ها باشد، بعد دنبال آرامش خواهم بود." این حرف شاید درست به نظر برسد اما نتایج ناامیدكننده‌ای دارد ماموریت ما در زندگی پرداخت قرض و وام نیست. ما این‌جا هستیم تا به یكدیگر كمك كنیم. وقتی به دیگران كمك می‌كنیم شادتر هستیم.

زمانی كه هدف اصلی ما تامین امنیت شخصی است، تنهاتر هستیم.

مایكل می‌گوید: "اگر بتوانم خانه‌ای كوچك در حومه شهر و حقوق بازنشستگی داشته باشم آن وقت احساس امنیت خواهم كرد." این طرز تفكر مانند تلاش برای توقف اتوبوسی است كه از چهارراه گذشته. تنها احساس امنیت، در درون توست. امنیت را نمی‌توانی جایی دیگر بیابی. پس چگونه با ناملایمات زندگی سر می‌كنی؟ تو آن را می‌پذیری و می‌گویی: "نیمی از لذت این‌جا بودن دانستن این نكته است كه امكان وقوع هر اتفاقی در آینده خواهد بود." با خودتان قرار بگذارید: "هر اتفاقی كه بیفتد با آن كنار می‌آیم. اگر خانه‌ام بسوزد از آن‌جا نقل مكان می‌كنم، اگر اخراج بشوم، آن شغل را ترك می‌كنم." این طرز تفكر غیرمنطقی نیست بلكه واقع‌گرایانه است. با این‌كه ممكن است زمین جای خطرناكی تلقی ‌شود. اما به این معنی نیست كه مجبور باشیم مثل یك خرگوش ترسو زندگی كنیم.

پس چگونه به آرامش ذهن برسم؟

این بستگی به خودتان دارد، به این‌كه چگونه عادات روزانه خود را برای آرامش ذهن، گسترش می‌دهید. آن‌چه كه در افراد آرام می‌بینید این است كه آن‌ها یك انضباط روزانه برای حفظ تعادل و آرامش دارند. بسیاری عبادت می‌كنند بعضی تمركز می‌گیرند. بعضی هنگام غروب در ساحل قدم می‌زنند. هر كدام از آن‌ها آرامش را پیدا می‌كنند و با رفتن به درونشان، بیرون خود را به تماشا می‌نشینند.

اغلب ما به این نكته رسیده‌ایم كه زندگی كردن در زمان حال خیلی مشكل است و بیشتر زمانمان در افسوس گذشت و یا ترس از آینده سپری شده است. زندگی در زمان حال مثل راه رفتن روی یك طناب باریك است. مطمئنا شما سقوط می‌كنید اما با تمرین موفق خواهید شد كه تعادل خود را بیشتر و بیشتر حفظ كنید.

پس زندگی كردن با شتاب را رد كنید. زمانی كه می‌گوییم: "هرگز زمان كافی وجود ندارد." حدس بزنید چه اتفاقی می‌افتد؟ بله هرگز زمان كافی وجود نخواهد داشت. دنبال اتوبوس می‌دویم، دنبال آسانسور می‌دویم و ناهارمان را میان تماس‌های تلفنی می‌خوریم. هر آن‌چه را كه مجبور به انجامش هستید به خودتان بگویید: "زمانی كه در حال نوشتن این نامه هستم، یا این لباس را اتو می‌كنم همه حواسم به آن‌چه كه مشغول آن هستم خواهد بود، من عجله نمی‌كنم."

سعی كنید وقتی غذا می‌خورید مزه هر قاشق غذا را احساس كنید. با دوستانتان صحبت كنید و هر كلمه را بشنوید. به یك آهنگ با تمام وجود گوش دهید، به پیاده‌روی بروید و درختان را با دقت ببینید. به خودتان بگویید: "من زمان كافی دارم." وقتی این جمله را بارها تكرار كنیم، قسمتی از ضمیر نیمه خودآگاهمان می‌شود. وقتی احساس فشار می‌كنید به خودتان یادآوری كنید: "من زمان كافی دارم."

عارفی صوفی می‌گوید: "زمانی كه خواب هستیم متولد می‌شویم، زندگی‌مان را در حالی كه خوابیم می‌گذرانیم و مجبور هستیم بمیریم قبل از این‌كه بیدار شویم."

من فكر می‌كنم این صوفیان در مورد آگاهی و بصیرت ما صحبت می‌كنند. بنابراین غالبا زمانی به حركت و جنبش می‌افتیم كه ذهنمان آرام است. هر چه بیشتر روی طناب باریك بایستید زندگی بهتر پیش خواهد رفت.

منبع: مجله موفقیت - مترجم( سولماز حقانی)





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 11 آبان 1394
بیل ویلسون:

             ﺍﺩﻋﺎﯼ ﺩﺍﻧش ﻧﺪﺍﺭﯾﻢ ﺍﻣﺎ ﺍﻣﺮﻭﺯ، ﭼﯿﺰﻫﺎﯾﯽ ﺭﺍ ﻣﯿﺪﺍﻧﯿﻢ ﮐﻪ ﺧﯿﻠﯽ ﻫﺎ ﺑﺨﺎﻃﺮ ﻧﺪﺍﻧﺴﺘﻨﺶ ﻣﺮﺩﻧﺪ ! ﮐﻢ ﺗﻮﺟﻬﯽ ﺑﻪ ﺑﻬﺒﻮﺩﯼ ﻭ ﺑﯿﻤﺎﺭﯼ ﺩﺭ ﻭﺍﻗﻊ ﺑﺎﺯﯼ ﮐﺮﺩﻥ ﺑﺎ ﺍﺳﻠﺤﻪ ﭘﺮ ﺍﺳﺖ ... ﺩﻟﯿﻞ ﺍﺻﻠﯽ ﻣﺎ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﺴﺐ ﺭﻭﺣﺎﻧﯿﺖ و معنویت ﻗﺪﯾﺲ ﺷﺪﻥ ﻭ ﺭﻓﺘﻦ ﺑﻪ ﺑﻬﺸﺖ ﻧﯿﺴﺖ ﺑﻠﮑﻪ ﺗﻼﺵ ﻣﯿﮑﻨﯿﻢ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺟﻬﻨﻢ ﮔﺬﺷﺘﻪ ﺑﺎﺯ ﻧﮕﺮﺩﯾﻢ.






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 10 آبان 1394
MLM-Success-myth-or-reality

بیشتر مردم دهه دوم زندگیشان را با روی آوردن به رفتارهای ناسالمی خارج از سیستم زندگی خود سپری می کنند مانند خوابیدن تا ۲ بعد از ظهر در جمعه ها و خرج کردن تمام باقیمانده پولشان برای لذت های جدید ولی دهه سوم زندگی شما یک زمان ایده آل برای اضافه کردن عادتهایی است که به شما برای بدست آوردن رضایت شخصی و حرفه ای برای بقیه عمر کمک خواهد کرد.

برای دادن مقدمه ای در این زمینه به شما، ما تئوری های اخیر کوارا درباره تغییرات مهم زندگی را به دقت بررسی کردیم و قانع کننده ترین پاسخ ها را مشخص کردیم. در اینجا ۱۰ ترفند شیوه زندگی را که شما می توانید با انجام آن در دهه سوم زندگی خود پایه و اساس موفقیت مادام العمر خود را بسازید قرار داده ایم.

3-excuses-for-smoking-1

۱ – سیگار کشیدن را ترک کنید

پیشنهاد کوورا به کاربر سندی پرلمن فینک: اگر سیگاری هستی، بی درنگ سیگار کشیدن را ترک کن. اگرچه نمی توانید زیان هایی را که ممکن است از سیگار کشیدن متحمل شده اید برگردانید، تحقیقات نشان می دهد کسانیکه سیگار کشیدن را پیش از ۴۰ سالگی ترک می کنند ۹۰% کمتر نسبت به کسانی که سیگار کشیدن را ادامه می دهند خطر مرگ و میر دارند.

۲ – شروع کنید که هر روزه در ساعت مشخصی بخوابید و در ساعت مشخصی از خواب برخیزید

ممکن است وسوسه انگیز باشد که از آخر هفته ها برای جبران کاستی های خوابتان استفاده کنید ولی نان والدمن به شما توصیه می کند که در رختخواب بپرید و بخوابید و هر روزِ هفته حول و حوش یک زمان مشخص از خواب برخیزید. کارشناسان می گویند اگر شما حتی چند روز بیش از حد معمول بخوابید، در معرض ریسک تغییر مجدد ساعت بدنتان به یک سیکل متفاوتی هستید، در نتیجه شما در طول روز احساس خستگی خواهید کرد. با به خواب رفتن و بیدارشدن های روتین و منظم تا جایی که می توانید از مشکلات مربوط به خواب در طول عمر جلوگیری کنید.

۳ – شروع به ورزش به طور منظم کنید

الیستر لانگمن می گوید: سعی کنید تا اندازه ای که برایتان ممکن است تحرک داشته باشید، تا زمانیکه شامل تحرک باشد مهم نیست که چه ورزشی انجام می دهید دو ، دوچرخه سواری ، وزنه برداری ، پیاده روی و یا شنا. در نیمه دوم از دهه سوم زندگیتان، از حجم عضلات شما کم می شود پس خیلی مهم است که در این زمان ورزش کنید اما به یاد داشته باشید که فعالیت های فیزیکی را انتخاب کنید که واقعا به آن علاقمندید، به این دلیل که اگر شما ورزشی را دوست نداشته باشید تمایل کمتری به ادامه دادن ورزش دارید.

۴ – شروع کنید که یک دفتر وقایع روزانه داشته باشید

مارک کراولی در نوشته هایش گفته است : “وقایع روزانه خود را ثبت کنید! بایگانی نوشته های شما هم در آینده برای شما ارزشمند خواهد بود و هم شما را سرگرم خواهد کرد” . حتی اگر ترجیح می دهید که تفکراتتان را در خودتان نگه دارید، نوشتن احساسات و تفکراتتان بر روی کاغذ می تواند به شما به مقابله با وقایع پرتنش کمک کند.

piggy-bank-9

۵ – شروع به پس انداز پول کنید

کلیف گیلی می گوید: ” ایجاد عادت زود شروع به پس انداز کردن به این معنی است که شما در هر زمان مشخصی در آینده این کار را به میزان بیشتری انجام داده اید.” ممکن است اینطور به نظر برسد که سالهای طلایی طول عمر شما سالهای آتی طول عمر شما هستند و هرچه شما زودتر شروع به پس انداز کنید، پس انداز شما زمان بیشتری برای افزایش پیدا کردن دارد.

۶ – شروع به دنبال یکی از رویاهای زندگیتان کنید

بیل کاروین در نوشته هایش گفته است : “دنبال کردن هدف های زندگیتان را به تاخیر نیندازید.”  “می خواهید خانه بخرید؟ چند بچه داشته باشید؟ کتابی بنویسید؟ یکی از این هدف های زندگی را برگزینید و شروع کنید. از الان تا آخر سال چه کاری می توانید انجام دهید تا یکی از آنها را شروع کنید. ”

42528712954ddebef15fe09.93531036

۷ – شروع کنید که یاد بگیرید با داشته هایتان شاد باشید

رابرت واکر می گوید:”اگر از داشته هایتان راضی و خرسند باشید ، زندگی شادتری را خواهید داشت.”

این در واقع مربوط به قدردانی است: پژوهش ها نشان می دهد که قدردانی داشته هایتان می تواند شادی را افزایش دهد و از احساسات منفی بکاهد. شاید به همین دلیل است که اپرا وینفری سالهاست که دفتر ثبت روزانه برای قدردانی دارد.

۸ – به این فکر نکنید که شما باید همه را راضی نگه دارید

کوین تئو می گوید: “وقتی به ۳۰ سالگی رسیدم این احساس را که باید همه را راضی نگه دارم در خودم متوقف کردم. شما می توانید دوستان و ارتباطات خود را با دقت بیشتری انتخاب کنید ” در واقع تئو متوجه شد که مجبور نیست با افرادی که رفتار خصومت آمیزی با او داشتند به خوبی رفتار کند. اصلا مهم نیست که تعداد دوستان فیسبوک شما هر روز کمتر از دیروز شود و یا با آدم های بدخلق هیچگونه معاشرتی نداشته باشید ، مهم این است که وقت و انرژی خود را عاقلانه صرف کنید.

Comparing-Ourselves-to-Others-915x400

۹ – مقایسه کردن خود با دیگران را متوقف کنید

ماهش کی توصیه می کند: ” اگر در مقایسه با دوستان و خواهر و برادرتان شما قادر به انجام بعضی از کارها نیستید،با خودتان در صلح باشید.” “با خودتان خشن نباشید.” همانطور که یک روان درمانگر در نوشته هایش گفته است ، فکر کردن مداوم به اینکه دیگران در حال انجام چه کاری هستند، به شما کمکی در به انجام رساندن هدفهایتان نمی کند. شما بهتر است وقت خود را برای فکر کردن درباره چیزهایی که می خواهید بدست بیاورید و ارزیابی پیشرفت خود در رسیدن به هدف های پیش رویتان صرف کنید.

۱۰ – شروع کنید که اشتباهات خود را ببخشید

لیز پالمر در نوشته هایش گفته: “خود را بخاطر اشتباهاتتان ببخشید. همه ما اشتباهات زیادی انجام داده ایم. خود را در اشتباهات گذشته غرق نکنید. از اشتباهات درس بگیرید، آنها را رها کنید و به جلو حرکت کنید.” یک روانشناس اجتماعی می گوید که خود شفقی(توانایی بخشیدن خود و یادگیری از اشتباهاتمان) کلید اصلی موفقیت است که احتمالا به این دلیل است که افرادی که خودشفقی را تمرین می کنند نقاط ضعف خود را عامل قابل تغییر می بینند و سعی می کنند که اشتباه مشابه در آینده انجام ندهند.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 10 آبان 1394


( کل صفحات : 8 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی