تبلیغات
انجمن افسردگان گمنام DEPRESSED ANONYMOUS - مطالب موافقی قدم بزنیم؟!!
 
انجمن افسردگان گمنام DEPRESSED ANONYMOUS
اولین قانون طبیعت این است که هر رشدی به تدریج صورت میگیرد ، این کلام ، باور اصلی ما افسردگان است.
نظرسنجی
شما از چه طریقی با کانال انجمن آشنا شدید؟







درباره انجمن افسردگان گمنام


سلام دوستان وبلاگ انجمن افسردگان گمنام اصفهان در راستای معرفی انجمن واطلاع رسانی به اعضای خود ایجاد گردیده ووابسته به هیچ حزب یا ارگانی نبوده وتابع قوانین جمهوری اسلامی ایران است امید داریم با پیوستن به این انجمن روز به روز زندگی بدون افسردگی وسرشار از شادی ونشاط داشته باشید
لطفا سوالات ونظرات خود را باما در میان بگذارید .
باتشکر مدیر وبلاگ
انجمن افسردگان گمنام اصفهان

Anonymous depressed Association of Iran

Address Isfahan, Iran
Number of Information and Public Relations Forum
09338750030 +98

Number publications committee
09338750027 +98

Number Committee meetings address
09381871030 +98

Community e-mail address afsordegan@mailfa.com

مدیر وبلاگ : گمنام
تماس با ما
شنبه 10 مرداد 1394 :: نویسنده : شبنم
اصول روحانی حاکم در قدم اول

صداقت – روشن بینی – تمایل – تسلیم – پذیرش

تسلیم یعنی رها کردن دستاویزهایی که علیه بهبودی مان نگه داشته ایم.

روشن بینی به معنای تمایل به ادامه زندگی به روش جدید (روش برنامه ی دوازده قدمی ) و معنای اینکه راهی برای بهبودی وجود دارد.

پذیرش به ما می قبولاند که ما تنها با استفاده از نیروی شخصی خود قادر به توقف غم و افسردگی مان نمی باشیم.

برای رسیدن به آرامش کامل٫ تسلیم کامل به خواست و اراده خداوند الزامی است.

صداقت مقطعی نیست .
اولین صداقت :اقرار به حقیقت افسردگی مان است و صداقت با خود قادر است ما را به موفقیت هایی برساند که دانش بشری از تحقیق آن ناتوان است...




نوع مطلب : موافقی قدم بزنیم؟!!، 
برچسب ها : قدم های دوازده گانه، قدم های افسردگان گمنام،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 8 بهمن 1393 :: نویسنده : شبنم

بسیاری ازافراد دریافتند که تلاش برای نجات از هجوم طوفان افسردگی بیهوده است

به تازگی اغلب معتادان ، افسردگی راعامل اولیه واساسی بیماری شان می دانند


                                                                    قدم 1 افسردگان / کتاب کارکرد 12 قدم





نوع مطلب : موافقی قدم بزنیم؟!!، 
برچسب ها : افسردگان گمنام، وبلاگ افسردگان گمنام، 12 قدم افسردگان گمنام، کارکرد 12 قدم افسردگان گمنام،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 8 دی 1393 :: نویسنده : شبنم

مامصرف کنندگان افسردگی هستیم

که گهگاه یا دائما دچار افسردگی میشویم.

بسیاری از افراد ازپذیرش افسردگی میترسند.

پذیرش بیماری ونقص ، درواقع پذیرش ضعیف بودن وناتوانی است

ونکته اینجاست که پذیرش ضعف،برداشتن گام اول درجهت کسب قدرت واقعی است.

                                                                     قدم 1 افسردگان / کتاب کارکرد 12 قدم





نوع مطلب : موافقی قدم بزنیم؟!!، 
برچسب ها : کارکرد قدم های افسردگان، قدم 1 افسردگان، 12 قدم افسردگان، افسردگان گمنام،
لینک های مرتبط :
آگاهی از این که در هر قدم ، دقیقاً و بطور مشخص و جزئی چه باید کرد ، اصلی اساسی در بهبودی به شمار می رود. نقش راهنما و دوستان بهبودی در این زمینه نقشی موثر و اساسی است.
« برای فردی که در جستجوی حقیقت است سکوت، کمک بزرگی به شمار می آید.
 سکوت، روح را به سمت نور راهنمایی می کند.
 هر چیز مبهم و تاریک در نور، روشن می شود.
 زندگی ما جستجویی طولانی وسخت در راه یافتن حقیقت است.
 و روح، برای رسیدن به کمال به آرامشی درونی نیاز دارد.»

بابرداشتن قدم یک ، تمرین های اولیه به سمت تغییر آغاز می شود:
پذیرش / تسلیم / سکوت
با این سکوت آگاهانه و خردمندانه ، قدرت تشخیص ناتوانی ما در اداره ی کل جهان و افراد و پدیده ها بالا می رود و میتوانیم به راحتی دریابیم که میل ما به تغییر دادن آنچه در توانمان نبوده ، ما را دچار یأس و سرخوردگی کرده و علت اصلی افسردگی و نا امیدی ما این است که می خواسته ایم:
 " دنیا و مردم آن مطابق میل ما رفتار کنند..."
در قدم یک می آموزیم که لازم است علیرغم شرایط ، خودمان را به آرامشی ظاهری دعوت کنیم . این آرامش که در ابتدا ممکن است تصنعی و نوعی رُل بازی کردن هم باشد ؛ کم کم رنگ واقعی تری به خود می گیرد و جزئی از رفتار های روزانه ی ما و بخشی از زندگی معمول ما می شود.
ما به طور اتوماتیک و نا خود آگاه ، آرام نبودن را آموخته ایم ، از این به بعد می خواهیم به طور آگاهانه ، آرام بودن را بیاموزیم...
شاد باشید.../




نوع مطلب : موافقی قدم بزنیم؟!!، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 23 مرداد 1393 :: نویسنده : شبنم
خستگی ام را با نفسی عمیق در ابتدای جلسه ، در کردم.
به زور خودم را قانع کرده بودم که خواب بعد از ظهرم را به خاطر جلسه رها کنم.
با خواندن دعای اول جلسه و سکوت آغازین و نیز با شنیدن پیام های نوید بخشی که ادامه ی راه انجمن را موفقیت
 آمیز می نمود ؛ احساس نسبتاً خوبی به من دست داد ولی شنیدن برخی از مشارکت ها برایم زجر آور بود...
من نمی توانستم از مشکلات دیگران حرفی بشنوم.
آموخته بودم که سوالاتم را از راهنمایم بپرسم بلا فاصله بعد از جلسه دست به تلفن شدم و راهنمایم آرامم کرد.
به من فهماند که قدم 1 یعنی عجز ، یعنی تسلیم.
یعنی سکوت ، یعنی حفظ آرامش...
فهمیدم که هر کس بتواند مرا ناراحت و عصبانی کند ؛ مرا فتح کرده است...
آرام گرفتم ، بلکه تصمیم جدی برای آرامشم گرفتم :
من دوست دارم انرژی آرام درونم را حفظ کنم
حیف است که این انرژی ، صرف دلخوری و رنجش از دیگران شود...
چه خوب!!
آری موافقم که قدم بزنیم...




نوع مطلب : موافقی قدم بزنیم؟!!، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 20 مرداد 1393 :: نویسنده : شبنم
اولین گامم را که با موفقیت برداشتم نگاهی به پشت سرم انداختم...
رد پا های عجیبی از من روی جاده ی خاکی زندگی مانده بود!!
هر یک از پا های من به سمتی!!!
انگار که گیج میزده ام!!!
گذشته ام را که مرور کردم سرم سوت کشید...
داد بیداد!!
با این همه بیراهه ای که رفته ام چه کنم؟!!
انگار این بار نمیشد به راحتی رفت...
"راهنما" میگفت : "عبور کن ، درست می شود..."
اما "چگونه"؟
و این "چگونگی" مرا در خود فرو برد...
نمی توانستم رها شوم ، حال آن که همه در مسیر بهبود ، دم از رها کردن می زدند...
کار سخت شده بود ومن آرام آرام دوباره در احساسی از یأس غرق می شدم...
صحنه های مختلفی از زندگی بود که تخریب های جدی اش تهدیدم می کرد...
این دیگر قابل اغماض نبود...
باز هم به گِل تپیدم...
نفسم به شماره افتاده بود...
دوباره غرق شدنم را می دیدم...
در امواجی از ترس و نا امیدی ، به یک باره برقی در درونم درخشید!
یادم به خستگی های روز اولم افتاد...
درست مثل همین الآن بودم:
ترسان و لرزان و نا امید...
با نا باوری تمام به گروهی پیوسته بودم که شاید...
شاید بتواند کمکی به من بکند...
ولی علیرغم نا امیدی من توانسته بود...
دلم کمی آرام شد...
با مرور استارت بهبودی ام ، بارقه ی امید در قلبم درخشیدن گرفت که " اینجا امید هست ، اینجا برای من هم شانسی هست"
این بار جدیتم بیشتر شد.
مصمم تر از قبل شده بودم.
وارد جلسه که شدم احساس کردم موجی از شادی و آرامش به سمتم روانه شده است...
خوش آمدگو مرا در آغوش گرفت و من انگار کودکی گمشده و تنها در آ
غوش گرم مادر بودم...



نوع مطلب : موافقی قدم بزنیم؟!!، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 3 مرداد 1393 :: نویسنده : شبنم
اگر آماده ای دستت را به نشانه ی تسلیم بالا ببر:
من ..... هستم یک افسرده
این استارت اولین قدم تو بود !
مبارکت باشد!!
قدم 1:
ما اقرار کردیم که در بند افسردگی اسیر بودیم و زندگی مان غیر قابل اداره شده بود...
سوال های متعددی کلّه ات را پر میکنند، میدانم!
من و دوستانم در کنار تو هستیم برای این که بتوانی قدم بعدی ات را با اطمینان بیشتری برداری...
نگران نشو ، عجله هم نکن ، مفصل برایت خواهم گفت...
شکیبا باش و با ما بیا...




نوع مطلب : موافقی قدم بزنیم؟!!، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 2 مرداد 1393 :: نویسنده : شبنم
سلام دوست من!
شاد به نظر نمی آیی؟!!
دستت را به ما بده ، تا کمی درد دل کنیم ، هوا کمی گرفته است، موافقی قدم بزنیم؟!!
قدمی متفاوت با تمام گامهایی که از یک سالگی یاد گرفته ای!!
این بار پا را نه بر روی زمین ، که بر نفس خود می نهی! تا جانت را مشاهده کنی!
اندکی به خودت فرصت انتخاب بده ، خداوند تو را با حق انتخابی عظیم آفرید...
فکرهایت را بکن و هر وقت آماده شدی خبرمان بده...
منتظریم...





نوع مطلب : موافقی قدم بزنیم؟!!، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 3 )    1   2   3   
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
ابزار ساخت کد منو