تبلیغات
انجمن افسردگان گمنام DEPRESSED ANONYMOUS - مطالب آزاد...
 
انجمن افسردگان گمنام DEPRESSED ANONYMOUS
اولین قانون طبیعت این است که هر رشدی به تدریج صورت میگیرد ، این کلام ، باور اصلی ما افسردگان است.
نظرسنجی
شما از چه طریقی با کانال انجمن آشنا شدید؟







درباره انجمن افسردگان گمنام


سلام دوستان وبلاگ انجمن افسردگان گمنام اصفهان در راستای معرفی انجمن واطلاع رسانی به اعضای خود ایجاد گردیده ووابسته به هیچ حزب یا ارگانی نبوده وتابع قوانین جمهوری اسلامی ایران است امید داریم با پیوستن به این انجمن روز به روز زندگی بدون افسردگی وسرشار از شادی ونشاط داشته باشید
لطفا سوالات ونظرات خود را باما در میان بگذارید .
باتشکر مدیر وبلاگ
انجمن افسردگان گمنام اصفهان

Anonymous depressed Association of Iran

Address Isfahan, Iran
Number of Information and Public Relations Forum
09338750030 +98

Number publications committee
09338750027 +98

Number Committee meetings address
09381871030 +98

Community e-mail address afsordegan@mailfa.com

مدیر وبلاگ : گمنام
تماس با ما
شنبه 14 فروردین 1395 :: نویسنده : شادی ا
ما با باورها و گرایش‌های متفاوتی درباره خداوند وارد برنامه شده‌ایم؛ در حقیقت بیماری افسردگى فرقی بین آیین‌ها و مذاهب مختلف قائل نمی شود. بسیاری از ما با باورهای نصف و نیمه، ناقص و آشفته وارد برنامه شدیم و بعضی دیگر هیچ درک مشخصی از خداوند نداشتند. بعضی از ما درباره خداوند تردید داشتیم و به وجود خدا اعتقادی نداشتیم. بعضی دیگر منکر وجود خدا بودند و اطمینان داشتند که هیچ نیروی بالاتری وجود ندارد که جهان را از هرج و مرج حفظ کند. برخی دیگر امکان حضور یک وجود برتر و متعالی را قبول داشتند اما باور نمی‌کردند که چنین موجودی بخواهد و یا بتواند مشکلات آن‌ها را حل کند. بعضی از ما در گذشته به خدایی که در ذهن‌مان بود معتقد بودیم و یا به مذهبی خاص احساس تعلق میکردیم، اما به آن ایمان نداشتیم و تصور می‌کردیم دور از رحمت خداوند شده‌ایم. بعضی دیگر از ما هنوز باور به خدا داشتند و در تجمعات اعتقادی شرکت می کردند، اما همچنان در منجلاب افسردگى دست و پا می زدند.





نوع مطلب : آزاد...، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 8 فروردین 1395 :: نویسنده : شادی ا
هرگاه احساس می‌کردم تجربه‌ای، تصویری، خاطره‌ای یا فکری، کنترل من را به دست گرفته است که اغلب هم همین‌طور بود، آن را افشا کرده و با یک عضو برنامه در میان می‌گذاشتم. به آن پرتو می‌افکندم؛ چون که افسردگى از روشنایی نفرت دارد و از آن می‌گریزد. افسردگى عاشق گوشه‌های پنهان و تاریک وجود من است و اگر اجازه دهم در آنجا ساکن شود، مانند قارچ شروع به رشد می‌کند؛ قارچ‌زدن روح. اما به محض اینکه در معرض نور قرار گیرد و با یک افسرده در حال بهبودی دیگر مطرح شود، قدرتی که برمن دارد از بین می‌رود. روشنایی، افسردگى را نابود می‌کند؛ من این را شخصاً تجربه کرده‌ام. گاهی این کار، گرفتن وقت مردم بود؛ اما مرا هوشیار نگه‌داشت. هربار که با حرف زدن آن را می‌سپردم، قدرت آن خاطره یا تجربه درهم می‌شکست و رهایی جدید و قدرتمند دیگری به‌دست می‌آمد.





نوع مطلب : آزاد...، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 8 فروردین 1395 :: نویسنده : شادی ا
درانجمن افسردگان گمنام تازه واردان مهمترین افراد جلسه هستند در صورتی که در همه جا اعضای قدیمی و پیشکسوت از جایگاه ویژه ای برخوردارند. برای مردم، گذر روزها هفته ها وماه ها به معنی کاسته شدن از طول عمرشان است، برای ما اضافه شدن به طول هوشیاریمان.معمولا مردم برای حفظ ونگهداری از چیزهایی که دارند به آن می چسبند در صورتی که اعضای ما برای حفظ آنچه دارند آن را می بخشند.معمولا مردم برای کسانی كه دوست وعزیزشان می دارند دعا می کنند، درصورتی که درانجمن افسردگان براى کسانی که احساس خوبی نسبت به آنها نداریم دعا می کنیم.بدیهی است که برای پیروز شدن باید جنگید ویا لااقل مقاومت کرد، ما درانجمن  آموزیم که برای پیروز شدن باید تسلیم شویم زیرا قدرت ما از قبولی ناتوانی ما نشات می گیرد.





نوع مطلب : آزاد...، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 17 آذر 1394 :: نویسنده : شادی ا
چگونه خودمان را ارزشمند ببینیم:
دختر مریم خانم نفر اول کنکور شده است! پسر اکبر آقا یک فروشگاه زده از این جا تا آن جا! دختر عمه مان با پول هایش ماشین خریده و پسر خاله مان توانسته زن بگیرد! همکارمان توانسته توی شرکت بشود معاون رئیس و رفیق مان هم همین چند روز پیش مدرک دکترای خودش را از خارج گرفته است! اما ما نه پول داریم، نه توانستیم مدرک دکترای بگیریم، نه استعداد نفر اول کنکور شدن را داشتیم و... وقتی می نشینیم و فکر می کنیم دیگران چه استعدادهایی دارند و ما نداریم دیگران به چه چیزهایی دست پیدا کرده اند و ما نتوانسته ایم به آن ها برسیم، داریم خودمان را با بقیه مقایسه می کنیم. مقایسه کردن با دیگران تا یک مقدار کوچک خوب است اما بعد به بهانه خوب شدن دست به تقلید زدن می زنیم. آن وقت تقلید از در و همسایه و فک و فامیل می شود یکی از کارهای اصلی ما! به همین دلیل می گویند مقایسه کردن چندان هم خوب نیست.

 

● آدم ها زیر ذره بین مقایسه

 

آدم ها برای تعیین اهداف و مسیر زندگی شان دست به ارزیابی خودشان می زنند و برای این ارزیابی هم دائم خودشان را با اطرافیان مقایسه می کنند. این مقایسه کردن درست است که گاهی باعث ایجاد انگیزه در زندگی ما می شود اما همیشه اثر مطلوبی روی ما نمی گذارد، چون وقتی در همه موارد شروع کنیم به مقایسه کردن دست به تقلید از دیگران می زنیم و آن وقت به جای آن که خودمان باشیم، بیشتر شبیه دیگران زندگی می کنیم. این وسط افرادی هم هستند که به شدت دوست دارند بقیه مثل آن ها فکر کنند و مثل آن ها زندگی کنند برای همین دائم به دیگران می گویند که چه طور باشید و چگونه زندگی کنید و مدل های تقلید کردن را در اختیارشان می گذارند.

 

آن وقت دیگر ما خودمان نیستیم و اختیار فکر کردن و انتخاب کردن را از خودمان می گیریم و شبیه افراد دیگر می شویم. مقایسه کردن زیادی باعث می شود ما به استعدادها و توانایی های واقعی خودمان بی توجه شویم و آن ها را بی ارزش بدانیم و به دنبال داشته های دیگران باشیم. چون ما معمولا در مواردی خودمان را با دیگران مقایسه می کنیم که از توانایی یا استعداد کسی خوش مان بیاید، آن وقت بدون توجه به این نکته که شاید افکار و عقاید او برخاسته از توانایی های خودش است و شخصی است، خودمان را شبیه آن ها می سازیم. البته تقلید نکردن و مقایسه نکردن به معنی این نیست که ما ناسازگار باشیم، چون آدم های ناسازگار به نظرات دیگران توجه می کنند اما برخلاف آن حرکت می کنند. حرکت درست در زندگی زمانی است که ما از تجربه دیگران تنها درس بگیریم و آن وقت بر اساس افکار و احساسات و عقاید درونی خودمان زندگی کنیم.

 

● راه هایی برای مستقل شدن

 

وابسته دیگران بودن و تقلید کردن از اطرافیان مان اصلا چیز خوبی نیست برای این که شما بتوانید هویت مستقل و شخصی داشته باشید و هر روز زندگی تان بر مبنای افکار و عقاید افراد مختلف تغییر نکند باید راهکارهایی را به کار بگیرید که به شما کمک کند خودتان باشید و مستقل عمل کنید. فعلا این چند راهکار پیشنهادی ما را داشته باشید تا شاید بتوانید کمتر دست به مقایسه بزنید و مستقل تر عمل کنید:

 

● راهکار اول

 

شناخت ویژگی های منحصر به فرد خود

 

قبل از هر چیزی باید درک کنید که شما یک فرد مستقل هستید با مجموعه ویژگی های منحصر به فرد که تنها مخصوص خود شماست که کس دیگری ندارد و سعی کنید با در نظر گرفتن شرایط اجتماعی به دنبال رضایت شخصی خودتان از زندگی باشید. برای کسب رضایت شخصی فعالیت ها و برنامه هایی را پیدا کنید که باعث رضایت شما می شود نه باعث خشنودی دیگران! چیزهایی که به شما انگیزه و نشاط در زندگی می دهد و بر مبنای افکار و عقاید شخصی شما می باشد. البته شما می توانید فعالیت هایی را هم که به طور مشترک باعث رضایت شما و رضایت دیگران می شود را در نظر بگیرید و انجام دهید.

 

● راهکار دوم

 

استفاده از تجربه زندگی افراد موفق

 

می توانید به زندگی افراد موفق و بزرگی که در تاریخ وجود دارند سری بزنید و ببینید که آن ها چه طور توانسته اند با تأکید بر عقاید و نظرات خود پله های موفقیت را طی کنند. به این هم توجه کنید که آن ها با احساس تنهایی خود در عقاید و نظرات شان غلبه کرده اند. چون خیلی از ما آدم ها به خاطر این که دیگران افکار و عقاید ما را ندارند و احساس تنهایی می کنیم بی خیال افکارمان می شویم و از آن می گذریم.

 

● راهکار سوم

 

جملات درونی خود را اصلاح کنید

 

یک قیچی بردارید و تمام جملات و افکار درونی را که دائم به شما سرکوب می زند و باعث مقایسه کردن می شود اصلاح کنید. این جملات باعث می شود که شما افراد ضعیف و ناتوانی جلوه داده شوید، بعضی وقت ها اطرافیان مان هم با استفاده از این جملات فاتحه روح و فکر و نظرات ما را می خوانند مثلا وقتی به ما می گویند چرا مثل بقیه فکر نمی کنی؟! این چه افکاری است که تو داری؟! چرا نمی توانی مثل بقیه رفتار کنی؟ یا اگر همه شبیه شما رفتار کنند چه می شود... شما را دچار شک و تردید می کنند تا به نظرات دیگران بیشتر از خودتان توجه کنید. روان شناسان معتقدند که خیلی از والدین ما در دوران کودکی با مقایسه کردن ما و ترور افکار و عقایدمان ما را به خودمان بی اعتماد کرده اند، مثلا وقتی می گویند کاش تو مثل فلانی بودی! این فکر را در کودک رشد می دهد که والدینش از آن چه خودش هست راضی نیستند آن وقت یعنی سعی کند که شبیه دیگران باشد. یا حتی جامعه هم گاهی به ما اجازه این را نمی دهد که ما خودمان باشیم، مثلا وقتی دوست داریم گریه کنیم، به ما اجازه نمی دهند و... آن وقت ابراز خیلی از احساسات را برای ما ممنوع می کنند.

 

● راهکار چهارم

 

منفعل نباشید

 

خودتان و افکار و احساسات و نظرات خود را دست کم نگیرید اگر زیادی به خلاقیت ها و ویژگی های دیگران توجه کنید نسبت به خودتان و توانایی های تان بی توجه می شوید و ناخودآگاه بی خیال فکر کردن می شوید چون آن وقت فکر کردن خود را بی نتیجه و بی فایده می دانید و تبدیل می شوید به یک آدم منفعل که چشم و گوش و دهانش به نظرات و افکار دیگران است و از خود هیچ چیز ندارد.

 

● راهکار پنجم

 

به کسانی که شما را مقایسه می کنند توجه نکنید

 

آدم هایی که دائم دست به مقایسه شما با دیگران می زنند می خواهند شما آن چه هستید نباشید، بنابراین حرف های آنان را گوش دهید و ضعف های خودتان را شناسایی کنید، اما جوگیر نشوید و بر احساس و فکر خود در مورد انجام کار درست، تاکید کنید. به افرادی که شما را با دیگران مقایسه می کنند یادآوری کنید که شما با بقیه فرق دارید، چون شما ویژگی های خاص خودتان را دارید و دیگران هم ویژگی های خودشان را و اصلا قابل مقایسه نیستید.

 

● راهکار ششم

 

مقایسه نکنید

 

سعی کنید خودتان را با همین توانایی ها و نظرات دوست داشته باشید و قهرمان خودتان باشید و به دنبال قهرمان دیگری نباشید. برای موفقیت ها و دستاوردهای دیگران ارزش قائل شوید اما بر منحصر به فرد بودن خود تاکید کنید و به آن ببالید و سعی نکنید ارزش های خود را با دیگران مقایسه کنید و ارزیابی کنید.

منبع: khorasannews.com



نوع مطلب : پیام امروز وبلاگ افسردگان، آزاد...، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 12 مرداد 1394 :: نویسنده : شبنم
اگر کسی از دیگری به نیکی یاد کند، آن خیر و نیکی به وی باز می گردد.
این بدان مانَد که کسی اطراف خانهٔ خود گلزار برپا کند.
او هر بار که به این گلزار نگاه می کند خود را در بهشت می بیند.
و اگر از بدی های کسی یاد کند بدان مانَد که در میان مار و کژدم و خار و خاشاک  راه می رود!
پس اکنون که می توانیم در باغ و گلزار باشیم چرا خود را به خارستان و مارستان افکنیم ؟!

«برگرفته از بیانات مولانا در کتاب فیه مافیه».




نوع مطلب : پیام امروز وبلاگ افسردگان، آزاد...، 
برچسب ها : افسردگان گمنام، انجمن افسردگان گمنام، انجمن دوازده قدمی افسردگان گمنام،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 11 مرداد 1394 :: نویسنده : شبنم


تحقیقات علمی روانشناسان مثبت نگر نشان می‌دهد در حالی که افسردگی به دستگاه ایمنی بدن در برابر بیماری آسیب می‌رساند خنده با کاهش کورتیزول، افزایش فعالیت سلول‌های کاهنده در افزایش سیتوکنین، دستگاه ایمنی را تقویت می‌کند. خنده بهترین درمان برای افرادی به شمار می‌رود که دوران بهبودی پس از سکته قلبی را می‌گذرانند زیرا فشار خون آنان را کاهش می‌دهد، محققان اتریشی در پژوهشی دریافتند که خنده‌درمانی افرادی که سکته کرده‌اند سبب کاهش فشار خون می‌شود.

خنده در روابط اجتماعی افراد از طریق گفت‌و‌گو کاربرد دارد. یکی از محققین به نام رابرت پرووین از دانشگاه مریلند در بالتیمور امریکا، دریافته است که ما در هنگام گفت‌و‌گوهای عادی به نسبت بیشتر می‌خندیم تا با شنیدن جوک و لطیفه که گهگاه پیش می‌آید.

از دیدگاه روانشناسی خنده واکنشی است که برای تخلیه هیجانات به کار می‌رود در واقع از طریق خندیدن انرژی ذخیره شده ناشی از شرایط مختلف مثل کنترل محیط، کنترل ذهن فرد و حوادث زندگی از ذهن و بدن تخلیه می‌شود و به همین دلیل معمولاً پس از مدتی خندیدن احساس آرامش زیادی به فرد دست می‌دهد. هیچ ورزشی نمی‌تواند مثل خنده بیشتر عضلات بدن را به جنبش درآورد یک دقیقه خندیدن برابر با چهل مرتبه نفس عمیق کشیدن است همچنین روزانه ۱۵ دقیقه خندیدن بخش زیادی از منافع حاصل از پیاده‌ روی صبحگاهی را دربردارد. خنده با کاهش احساسات منفی نقش مهمی در پیشگیری از حملات قلبی دارد و نوعی ماساژ قوی برای قلب است. «خنده‌درمانی» یکی از بهترین روش‌های مطلوب ضداضطراب در زندگی پر از استرس امروز است. این روش، قابل مقایسه با انواع دیگر راه‌های ایجاد آرامش یا روش دارویی است. در درمان دارویی، شما نیاز دارید به‌صورت فیزیکی، افکار خود را با دنیای فیزیکی اطراف قطع کنید. در صورتی که با خندیدن، شما نمی‌توانید به چیز دیگری فکر کنید یعنی شما یا فکر می‌کنید یا می‌خندید. هر دو با هم انجام نمی‌شوند. خنده‌درمانی، ساده‌ترین روش از روش‌های درمانی است که شما را به آرامش سریع می‌رساند.

اغلب افراد گمان می‌کنند برای خندیدن به شنیدن لطیفه یا دلیل خاصی نیاز دارند، اما این در حالی است که اگر رویکردی علمی به خنده داشته باشیم، هیچ دلیل خاصی برای خندیدن نیاز نیست.مغز تفاوت میان خنده مصنوعی و طبیعی را تشخیص نمی‌دهد و تمام اتفاقاتی که در زمان خندیدن طبیعی رخ می‌دهد، در خندیدن‌های مصنوعی نیز صورت می‌پذیرد.

خنده، زبانی جهانی است. در تمام دنیا افراد از طریق خنده با یکدیگر ارتباط برقرار می کنند. خندیدن موجب ترشح اندورفین و انکفالین در بدن می‌شود که این دو هورمون به عنوان هورمون‌های خوشحالی و سرخوشی نامیده می‌شوند. همچنین موقعی که فرد به طور عمیق می‌خندد باعث می‌شود بدن قند بیشتری بسوزاند و روی چربی‌های مضربدن نیز تأثیر می‌گذارد.

محققان، خندیدن را به طوفان مغزی تشبیه می‌کنند و اعتقادشان بر این است که خنده همانند یک شوک عصبی برای دستگاه اعصاب و روان بسیار مفید بوده و منجر به افزایش گردش خون بخصوص در اندام‌های گوارشی و غدد لنفاوی می‌شود.

بسیاری از خلقیات انسان با هورمون‌ها در ارتباط است، به طوری که با افزایش اندروفین در بدن قسمت‌های حسی فعال‌تر شده و حس مهربانی و عطوفت و همچنین احساس گذشت در افراد افزایش می‌یابد. خنده‌درمانی سیستم ایمنی بدن را افزایش داده باعث می‌شود کمتر دچار سرماخوردگی و عطسه شوید همین طور بروز عفونت‌های حلق و ریه را تا حد قابل ملاحظه‌ای کاهش می‌دهد. خنده مقاومت بدن را در ابتلا به بیماری‌هایی همچون آسم، برونشیت، سردردهای عصبی و میگرن و نیز دردهای ناشی از آرتروز، دیسک کمر و ستون فقرات افزایش می‌دهد. خنده‌درمانی درحقیقت نوعی تمرکز فکری محسوب می‌شود که افکار انسان را از دنیای فیزیکی جدا می‌کند تا جایی که ذهن به هیچ چیز دیگری نمی‌اندیشد. تمام کسانی که از این روش استفاده می‌کنند بخوبی می‌دانند که هنگام متمرکز ساختن ذهن، همه افکار بد و منفی از قبیل افکار منفی، ترس، عصبانیت و حسادت را می‌توان از ذهن بیرون کرد و روحیه‌ای شاد و سرزنده را با تمرین گذشت و فداکاری، احترام به دیگران، دوست داشتن و محبت ورزیدن و از همه مهمتر «بخشش» در وجود خود زنده ساخت. سلیگمن روانشناس مثبت نگر قرن حاضر شوخ طبعی را به عنوان یک توانمندی منشی افراد سالم و مثبت معرفی می‌کند.

طی فرآیند خنده‌درمانی به افراد آموزش داده می‌شود که صرف نظر از مشکلات و گرفتاری‌هایی که برای هر فردی در زندگی ممکن است پیش بیاید خندیدن و خوشحالی بخش جدایی ناپذیری از زندگی فردی انسان‌ها محسوب می‌شود. وقتی ذهن و فکر شما در آرامش کامل باشد قطعاً راحت‌تر و آسان‌تر می‌توانید تصمیم بگیرید و با آرامش خاطر مشکلات خود را حل کنید.

اعضای کلاس‌های خنده‌درمانی ابتدا یکسری فعالیت‌های جمعی و گروهی را با هم انجام می‌دهند سپس هرکدام جداگانه همان فعالیت‌ها را به طور انفرادی و به فواصل زمانی در روز تکرار می‌کنند. خنده در روانشناسی دارای جایگاه ویژه و پرارزشی است و موجب کاهش هورمون‌های استرس‌زا (کورتیزول، آدرنالین، دوپامین و هورمون رشد) می‌شود و افزایش مقدار هورمون‌هایی مانند اندورفین را به همراه دارد که نوعی حس آرامش و تعادل روانی را القا می‌کند. کسی که می‌خنداند بیشتر از آنکه می‌خندد، اثر مفید خنده را بر بدن خود به جا می‌گذارد و آستانه تحمل خود را در برابر بروز خشم و عصبانیت بالا می‌برد. حتی اگر شما یک دقیقه بخندید، آن خنده می‌تواند گاهی تا 45 دقیقه باعث آرامش شما ‌شود و فشار روانی‌تان را کمتر کند. روانشناسان مثبت نگر خنده‌درمانی را به عنوان یکی از روش‌های درمانی مؤثر در برطرف کردن اختلالات رفتاری می‌دانند و حتی برخی تحقیقات نشان می‌دهد این روش در بیماران مبتلا به افسردگی تأثیر مثبت زیادی دارد.
در عین حال، لبخند روی لب اطرافیان موجب القای حس آرامش ما می‌شود و در کاهش استرس‌های روزمره‌مان مؤثر است. زود فهمیدن، حافظه قوی، قدرت استدلال و منطق بیشتر و سازگاری مطلوب اجتماعی از دیگر مزایای خندیدن است. اصولاً چهره خندان جذابیت را بیشتر می‌کند و از نظر علم روانشناسی افراد جذاب، تأثیرگذارترند. در مقابل، عبوس بودن به روابط اجتماعی لطمه می‌زند و استرس را به مخاطبان القا می‌کند.

افرادی که خیلی سخت می‌خندند معمولاً از نظر روانی افراد پرتنش و پر استرسی هستند و باید از مزایای خندیدن آگاه شوند، با دوستان و خانواده دور یک میز بنشینند و وقایع خنده‌دار برای هم بازگو کنند، فیلم‌ها یا تئاترهای خنده‌دار ببینند و... هر موقعیت بدی واقعاً آن طور که ما فکر می‌کنیم، نیست و می‌توانیم شکل خنده‌داری از آن را هم تعریف کنیم. با این روش می‌توانیم سختی‌ها را تحمل کنیم یا از آنها عبور کنیم و اجازه ندهیم استرس و خشم و عصبانیت بر ما غلبه کند. همه مردم جهان افراد خنده رو را دوست دارند. از آنها لذت می برند. این معجزه را جدی بگیرید.

سید‌پیمان رحیمی‌نژاد
پژوهشگر روانشناسی مثبت نگر
روزنامه ایران





نوع مطلب : آزاد...، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 10 مرداد 1394 :: نویسنده : شبنم

از حال بد به حال خوب: شناخت درمانی
دیوید برنز،

کتاب از حال بد به حال خوب برای افراد افسرده تمرینهای خوب و کاربردی زیادی دارد. به عنوان یکی از مراجع درمانی بسیاری از بیماران با مشکلات شناختی در ایران پرطرفدار است.

بخشی از کتاب:
به ده خطای شناختی مسبب روحیات منفی ،اشاره می کنم.اغلب کسانی که این خطاهای شناختی را مطالعه نموده اند معتقدند که این معلومات زندگیشان را متحول کرده است .با این حال توجه داشته باشید که در بسیاری از مواقع افکار منفی سالم و بجا هستند تشخیص افکار سالم از ناسالم و اینکه چگونه با موقعیت های به راستی منفی بر خورد واقع بینانه داشته باشیم به همان اندازه، رهایی از افکار و احساسات مخدوش اهمیت دارد .

1-تفکر هیچ یا همه چیز :همه چیز راسفید ودر غیر اینصورت سیاه می بینید ،به نظر شما هر چیزی کمتر از کامل ،شکست تلقی می شود .

2-تعمیم مبالغه آمیز :هر حادثه منفی و شکستی را ،شکستی تمام عیار و تمام نشدنی تلقی می کنید و آنرا باکلماتی چون هرگز و همیشه توصیف می کنید .(من همیشه بدشانسم )و...

3-فیلتر ذهنی :تحت تاثیر یک حادثه منفی همه واقعیتها را تار می بینید .به جزئی ازحادثه منفی توجه داریدوبقیه رافراموش می کنید.شبیه چکیدن قطره ای جوهر که کل بشکه آبی را کدر می کند .

4-بی توجهی به امر مثبت :با بی ارزش شمردن تجربه ها و کارهای خوب خود،اصراربر مهم نبودن آنهادارید.کارهای خوب خود را بی اهمیت میخوانید و می گویید هرکسی میتواند این کار را انجام دهد .

5-نتیجه گیری شتابزده :بی آنکه زمینه و دلیل محکمی وجود داشته باشد ،شتابزده نتیجه گیری می کنید .(فلانی با من برخورد بدی خواهد داشت )(آبرویم خواهد رفت )(از عهده انجام این کار بر نخواهم آمد ).

6-درشت نمایی :از یک سو درباره اهمیت مسائل و شدت اشتباهات خود مبالغه می کنید و از سوی دیگر ،اهمیت جنبه های مثبت زندگی را کمتر از آنچه که هست بر آورد می کنید .

7-استدلال احساسی :فرض را بر این می گذارید که احساسات منفی شما لزوما منعکس کننده واقعیت هاست.(ازسوارشدن درهواپیما وحشت دارم ،حتما پرواز با هواپیما بسیار خطر ناک است ).

8-باید ها :انتظاردارید که اوضاع آنطورکه شمامیخواهیدوانتضار دارید،باشد.باید هاتولیدتمردمی کنندواشخاص تشویق می شوندکه درست بر عکس آن راعمل کنند .

9-بر چسب زدن:به جای اینکه بکویید اشتباه کردم به خودبرچسب منفی می زنید و می گویید من بازنده هستم . این بر چسب ها (احمق ،شکست خورده ،بازنده و...)منجر به خشم اضطراب و دلسردی وکمی عزت نفس می شود .

10-شخصی سازی و سرزنش :خود را بی جهت مسئول حادثه ای قلمداد می کنید که به هیچ وجه امکان کنترل آن را نداشته اید .(زنی از آموزگار پسرش شنید که او خوب درس نمی خواند،با خود گفت :این نشان میدهد من مادر بدی هستم )شخصی سازی منجر به احساس گناه ،خجالت و ناشایسته بودن می شود .

نمی شود در تمام لحظات زندگی شاد بود و یا اختیار کامل احساسات خود را دردست گرفت و نمی توان همیشه منطقی بود .همه نواقص و اشکالاتی دارند .ولی با مطالعه خطاهای شناختی ذکر شده و تشخیص افکار منفی سالم و ناسالم می توانید افکار خود را که منجر به احساسات بد یاخوب شما می شوند کنترل کرده و لحظات زندگی خود را خودتان به شادی و آرامش رقم بزنید...

منبع :کتاب -از حال بد به حال خوب- 
دکتر دیوید برنز





نوع مطلب : آزاد...، 
برچسب ها : گزیده ای از کتاب از حال بد به حال خوب، افسردگی، افسردگان گمنام، انجمن دوازده قدمی افسردگان گمنام،
لینک های مرتبط :
شنبه 10 مرداد 1394 :: نویسنده : شبنم


( کل صفحات : 5 )    1   2   3   4   5   
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
ابزار ساخت کد منو